محمد باقر ملكيان

52

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

انسان نهفته است جز اين‌كه برخى گوش داده رستگار مىشوند و برخى اعتنا نكرده به سوى بدبختى قدم برمىدارند چنان‌كه بعد مىفرمايد قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها « 1 » و اگر نبوت و رسالت اثر همين نداى وجدان بود كه عموميت دارد ، همه افراد نبوت و رسالت را داشتند و حال آن‌كه خداى متعال اين منصب را به برخى از افراد تخصيص مىدهد چنان‌كه مىفرمايد وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ « 2 » آيه دلالت دارد بر اين‌كه كفار براى ايمان خود شرط مىكردند كه رسالت عمومى شود و ايشان نيز بهره‌اى از آن داشته باشند ، ولى خداى متعال پاسخ رد به ايشان داده ، اختصاص بودن رسالت را تثبيت مىكند . چنان‌كه در ذيل توجيه اوّل تذكر داديم ، فعلا در مقام اثبات حقانيت دعوت اسلامى و صدق دعوى پيغمبر اكرم نيستيم ، بلكه مىخواهيم بگوييم توجيه دوم نيز با بيانات قرآنى وفق نمىدهد ، زيرا طبق توجيه دوم اصول اعتقادى كه پيغمبران به مردم تلقين كرده‌اند ، يك رشته اعتقادات خرافى است كه از باب سياست دينى به مردم آن زمان كه از علم و فرهنگ عارى بودند تحميل شده ، البته از راه خيرخواهى بوده كه مردم از ترس خدايى كه به سرپيچى از قوانين دينى كفر سخت مىدهد و ترس روز قيامت كه كيفر در آن روز داده مىشود و همچنين از طمع در بهشتى كه به فرمانبرداران نويد داده شده و به روز قيامت موكول گرديده از قوانين دينى پيروى كنند .

--> ( 1 ) . سوره شمس : 10 - 9 . ( 2 ) . سوره انعام : 124 .